آرات در سرزمین دیوها
داستانهای ماجراجویانه / داستانهای فارسی
پیرمرد نزدیکتر رفت و با دست، خرطوم فیلم را لمس کرد، با عجله بیرون آمد و گفت: این موجود مثل یک لوله بزرگه. مردم با هم صحبت میکردند نمی دونستند حرف پسر رو باور کنند یا حرف پیرمرد رو. یه دختر گفت: من می خوام وارد اتاق بشم تا ببینم این موجود چیه؟ دختر وارد اتاق شد. به فیلم نزدیک شد و با دست، گوش فیل را گرفت. با عجله بیرون دوید و گفت: من فهمیدم موجود چه شکلیه. شبیه یک بادبزن خیلی بزرگ هست و مردم بیشتر گیج شده بودند.