زنجیرهی دروغ
داستانهای کودکان (انگلیسی) - قرن 20م.
«فمی»، در دردسر بزرگی افتاده است. او در مدرسه با دستهای از بچههای بزرگتر از خود دوست شده و مجبور است به خانوادهاش دروغهای زیادی بگوید. خواهرش، «شید»، میداند که اتفاقی افتاده، اما با توجه به درگیریهای فکری و شغلی پدر، نمیخواهد او را نگران اوضاع فمی کند. او تصمیم دارد حداقل، تا وقتی ادارة مهاجرت با درخواست پناهندگی آنها موافقت نکرده، دربارة مشکل فمی با هیچکس صحبت نکند. اما فمی دچار مشکل بزرگی میشود. در یک درگیری بین دو تن از سردستههای گروه، یکی از آنها به شدت زخمی شده و فمی در مظان اتهام قرار میگیرد. او ناچار میشود همهچیز را برای پدرش و پلیس بازگو کند تا از خود رفع اتهام نماید. فمی آزاد میشود، اما خانهشان توسط سردستة گروه که در قاچاق و فروش مواد مخدر دست داشته به آتش کشیده میشود. خانوادة سهنفره آنها شانس بزرگی میآورند که آن شب را در خانه نبودهاند. پلیس دست به تحقیق گستردهای میزند و سرانجام مقصر اصلی ماجرا دستگیر میشود و فمی تصمیم میگیرد به زندگی با شیوهای صحیح ادامه دهد.