بر بلندای ماهور
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان «بر بلندای ماهور»، داستانی عاشقانه و اجتماعی است که روایتگر گوشهای از نابرابری پنهان و آشکار زندگی دختری زخمخورده است که در برابر فرازوفرودهای سربرآورده در زندگی محکم ایستاده و کلیشههای جنسیتزدگی احتمالی حاکم بر فضای افکارش را هدف قرار داده و معنای برخی کلمات را به چالش کشیده است و در مسیر عشق افلاطونی صبر و بردباری پیشه کرده است... . در بخشی از این کتاب میخوانید: «ساک وسایل ورزشی را بهسرعت در جاساز کوچک وفادارم زیر تخت گذاشتم و مشغول تعویض لباس شدم. شلوار بلندی که جراحتهای کوچک و بزرگ پاهایم را بپوشاند و از آن مهمتر از شر نگاههای گاهوبیگاه چشمان دائما مست و ناپاک عباسآقا در امان نگهام دارد...».